@تلمبه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تلمبه چاه نفت تلمبه اى با تلمبه باد کردن با تلمبه خالى کردن تلمبه آتش خاموش کن تلمبه بخار تلمبه دستى تلمبه روغن زنى تلمبه زدن تلمبه زن تلمبه زنى تلمبه سم پاش تلمبه سمپاش تلمبه فشارى تلمبه قابل حمل آب ... تلمبه لجن کشى تلمبه ى بادى سوپاپ تلمبه صداى تلمبه ... آب به منبع تلمبه مى رسد