@تله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تله پنهان تله با پنهان تله مجهز کردن با تله گرفتن تله پول تله گذارى تله آدمگير تله انداختن تله انداز خزگير تله تايپ تله موش در تله انداختن در تله اندازى زانويى مستراح و غيره تله