@تماس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تماس با تماس شمشير به شانه ... تماس چوگان با زمين ... تماس گرفتن تماس اندک تماس با بيمار پس از ... تماس برق با بدن تماس حاصل کردن و آهسته گذشتن تماس مختصر حاصل کردن تماس نزديک حاصل کردن تماس يافتن ... را قبل از تماس با زمين زدن شخص در تماس صداى تماس جسم سريع با هوا ضربت يا تماس خفه کننده محل تماس دو عصب ... به برخورد و تماس بشر با طبيعت وابسته به بوسه يا تماس