@تمام@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تمام تمام عيار تمام غذا يا مشروبى را خوردن تمام قد تمام نشدنى تمام نشده تمام نويسى تمام و کمال تمام و کمال پرداختن تمام وقت جيب تمام حمله ناگهانى با تمام قوا خرد خرد تمام کردن در تمام سال زيباى تمام عيار شامل تمام اعضاء شامل تمام طبقات شامل تمام موجودى انبار ... شخصى که تمام عقايد و افکارش ... شيب تمام عمل برداشتن تمام يا قسمتى ... ... ى اتمى که تمام مواد را ترکيبى ... قيمت تمام شده محصول مسابقه را با تمام رساندن معبد تمام خدايان و اديان مختلف نا تمام واژه هاى شامل تمام ـ (56) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}