@تمايل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تمايل کمى تمايل در قواى جنسى بى تمايل تمايل پيدا کردن تمايل بچپ تمايل بدوستى تمايل برگشت به اصل تمايل به خودکشى تمايل به سوى بالا تمايل به ماده پرستى و جسمانيت تمايل به مرکز تمايل به يک سو تمايل به يک طرف تمايل بيجهت تمايل داشتن تمايل طبيعى تمايل طبيعى به چيز بد تمايل عضو به طرف محور تمايل فکرى تمايل قبلى تمايل قطبى تمايل يا حساسيت نسبت به چيزى ... در آنجاها تمايل سوزن مغناطيسى ... داراى اندکى تمايل جنسى داراى تمايل چرخش به طرف چپ داراى تمايل جنسى کمتر از طبيعى واژه هاى شامل تمايل ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}