@تمدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تمدن پيروى از تمدن مغرب زمين ... کاهنان دوران اوليه تمدن بشر پيروى از فرهنگ و تمدن باخترى بى تمدن تمدن پذير تمدن غربى را پذيرفتن حد اعلاى تمدن يک قوم مخرب تمدن مربوط به تمدن باستان عصر ... وابسته به تمدن رومى