@تميز@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تميز با جاروى برقى تميز کردن به طور تر و تميز بى تميز تر و تميز تفکيک و تميز مطالب از يکديگر تميز کارى تميز کردن تميز کردن با دوش تميز کردن سر و صورت دادن به تميز کردن ماهى تميز کننده تميز دادن تميز دهنده تميز دهنده گرما و سرما تميز ندادنى تميز و پاکيزه حس تميز خانه را تميز کردن دادگاه تميز داراى تميز و بصيرت داراى قوه تفکيک يا تميز عمل تميز کردن و پاک کردن قابل تميز لباس را با بخار تميز کردن ... کن مخصوص تميز کردن لوله ... واژه هاى شامل تميز ـ (27) : 1 , 2