@تنبل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تنبل کدو تنبل آدم کند و تنبل آدم بيکار و تنبل آدم تنبل آدم خيالپرست و بيکاره و تنبل انسان يا حيوان تنبل و کندرو تنبل بودن تنبل شدن تنبل و کند تنبل وار جانور تنبل دونوع بوزينه تنبل سيلان و ...