@تند@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تند حرکت تند و چالاک در رقص حرکت تند و سبک حرکت تند و سريع حرکت تند و سريع و با ضربت حرکت تند و ناگهانى خيلى تند ... اخلاق متغير و تند و با حرارت داراى سه گوشه تند داراى مزه تند رگبار تند باريدن رايحه تند رفتار خشن و تند رقص تند رقص تند کوليها اسپانيا رقص تند دو نفرى ايتاليايى زاويه تند يا باز سبزه تند سخن تند سخن تند و ناشمرده سخنرانى تند و انتقادى سرازيرى تند سراشيب تند داشتن سراشيبى تند شيب تند پيدا کردن شيب تند رودخانه واژه هاى شامل تند ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6