@تنفس@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تنفس آلت سنجش گنجايش تنفس ريه با لوله تنفس زير آبى رفتن ... اصطکاک نفس و وقفه تنفس تنفس کردن تنفس بدبو تنفس خيلى سريع يا عميق تنفس دار تنفس سريع تنفس مصنوعى تنفس نگار دستگاه تنفس اکسيژن دستگاه تنفس سنج دستگاه تنفس ماهى دستگاه تنفس مصنوعى دستگاه تنفس مصونوعى دستگاه تنفس نگار زنگ تنفس سوراخ تنفس شکاف دستگاه تنفس ماهى غير قابل تنفس فاقد برانشى يا دستگاه تنفس قابل تنفس لوله مخصوص تنفس در زير آب وابسته به موقع تنفس وسيله تنفس در زير آب
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}