@ته@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ته ته مانده و زوائد ذوب آهن ته نخ ته نشست ته نشسته ته نشين ته نشين کردن ته نشين کننده ته نشين شدن ته نشين شده توسط باد ته نشين شراب ته نشينى ته ياز شادى توتون ته چپق تير ته کشتى حلقه يا بست فلزى ته عصا خاکستر ته کوره داراى ته گنده داراى ته رنگ داراى ته رنگ يا سايه رنگ نمودن ... ديگرى رسوب شدن ته نشين شدن در ته آب ... استوانه شکل بدون ته که از خاک ... سر کاغذ يا ته کاغذ سرسنگين و ته سبک ... و شن در ته کشتى يا بالون ... واژه هاى شامل ته ـ (97) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}