@ته@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ته ... اى که در ته کوره مى ريزند ... صفحات آهن ته کشتى غير محلول و ته نشين شونده قايق ته پهن قايق ته پهن چينى قايق ته صاف قايق موتورى ته پهن قسمت ته هر چيز قسمت عقب انبار يا ته کشتى ماهى ته دريا مربوط به ته يا بنيان مربوط به رسوب و ته نشين مواد رسوبى و ته نشين سطح زمين موى سر را از ته زدن ميخ ته کفش هاى ورزشى ناودان هاى طرفين ته کشتى که از ... ... تفنگ شمخال که ته قنداق آن خميده ... ... ماسه که در ته کشتى مى ريزند ... هلال ته ناخن و ته پهن وزنه آهن ته کشتى يادداشت ته صفحه واژه هاى شامل ته ـ (97) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}