@تهديد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تهديد چيزى که تهديد کننده است ... سوداگران به زور و تهديد اخاذى به تهديد ارعاب و تهديد کردن ... راه رشوه يا تهديد و غيره با تهديد از کسى چيزى طلبيدن با تهديد سخن گفتن با تهديد و ارعاب کارى ... با تهديد و ارعاب حکومت کردن به زور تهديد يا شکنجه گرفتن ... زور و با تهديد مجبور به انجام ... تهديد کردن تهديد کردن ترساندن تهديد کننده تهديد آميز تهديد به مجازات تهديد و اجبار تهديد و ارعاب حکومت با تهديد و ارعاب طرفدار ارعاب و تهديد منع از راه ارعاب و تهديد