@تهيه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تهيه ... شير خامه دار تهيه شود ... مدارک عرضحال را تهيه مى کند ... لغات دشوار آن تهيه مى کند ... مطالب مستندى را تهيه مى کند کلاه گيس تهيه شده از پشم تابيده کميته مامور تهيه برنامه کار ... کنسرو تهيه کردن ارکست تهيه کردن استخراج يا تهيه فلزات به ... امارات لازمه را تهيه کردن با پياز تهيه شده با سليقه تهيه شده بدون تهيه برنامه تهيه کردن بسرعت تهيه کردن ... که براى تهيه ساندويچ به ... تمثال تهيه کردن تهيه پول کردن تهيه گراور غلتکى تهيه کار تهيه کردن تهيه کردن براى تهيه کننده تهيه کننده استخوان بندى ... تهيه کننده استنسيل واژه هاى شامل تهيه ـ (95) : 1 , 2 , 3 , 4