@تهيه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تهيه تهيه و آماده کردن ... تهيه و انتخاب غذاتوسط خود شخص تهيه و تدوين وصيت نامه تهيه وجه کردن تهيه وسايل جنگ افزار تهيه کردن حريره آرد ذرت تهيه کردن در چهار نسخه تهيه کردن در سه نسخه تهيه کردن ... براى زدن بسينه تهيه مى شود دوباره غذا يا خواربار تهيه کردن رونوشت تهيه کردن زمخت و ناصاف تهيه کردن سرمايه تهيه کردن سفارشى تهيه شده سورسات تهيه کردن ... انواع افرا تهيه مى شود ... نقليه و تهيه اردوگاه و ... ... با نشاسته ساگو تهيه شود ... روغن هاى گياهى تهيه مى شود طرح يا نقشه اى تهيه کردن ... وسيله چاپ سنگى تهيه مى شود ... سه قاب تهيه کرده پهلوى ... ... که از غلات تهيه شده و با ... غلات خيسانده براى تهيه مشروبات واژه هاى شامل تهيه ـ (95) : 1 , 2 , 3 , 4