@توافق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توافق با عدم توافق چيزى گفتن بى توافق تکان دادن سر بعلامت توافق توافق کار توافق با آئين و رسوم توافق با آب و هواى يک محيط توافق داشتن توافق صدا توافق عام توافق معانى توافق نشانوندها رفتار برطبق توافق عدم توافق قابل توافق قابليت توافق و سازش ... کالا يا توافق فروشنده و ...