@توبيخ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توبيخ توبيخ کردن توبيخ کننده توبيخ آميز توبيخ با صداى بلند توبيخ بى جا توبيخ ملايم توبيخ نفس توبيخ و ملامت کردن سخت مواخذه و توبيخ کردن سرزنش و توبيخ رسمى سرزنش و توبيخ متقابل شايان توبيخ قابل توبيخ قابل توبيخ و سرزنش