@توجيه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توجيه ... استدلال عقلى توجيه يا تفسير ... توجيه پذير توجيه کردن توجيه کردن هم تراز شدن توجيه کننده توجيه خود توجيه شده توجيه عقلى توجيه مفاهيم مرکب با يک کلمه توجيه نکردنى عقلا توجيه کردن قابل توجيه مربوط به توجيه وابسته به توجيه