@توربين@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توربين ... توربينى و وابسته به توربين اتومبيل توربين دار توربين بخار ... متحرک به وسيله توربين دستگاه مولد برق داراى توربين موتور جت مجهز به موتور توربين موتور شارژ کننده توربين موتور هواپيماى داراى توربين جت هواپيماى جت توربين دار هواپيماى داراى موتور توربين دار