@تورى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تورى پارچه تورى پارچه تورى گلدار پارچه تورى ابريشمى نازک پارچه تورى ابريشمى نازک ... پنجره تورى دار گره تورى بافى گل تورى کلاه تورى بافت تورى سيمى تورى چرخ تورى کنترل تورى که در آکروبات ... تورى بافى تورى حاشيه بافتن تورى حاشيه لباس تورى داراى اشکال مربع تورى دوزى تورى ضخيم و ريشه دار تورى ظريف مخصوص کلاه ... تورى منظم حاشيه تورى پارچه حاشيه تورى گذاشتن حلقه زينتى تورى بافى داراى حاشيه تورى کردن داراى شبکه تورى ظريف واژه هاى شامل تورى ـ (35) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}