@توسط@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توسط پيشروى توسط نيروى خويش ... ثبت شده توسط دستگاه ثبت ... گمراه شده توسط نفس خود ... هنگام جنگ توسط دولت مصادره ... اختيار چند شوهر توسط زن در آن ... ... موتورى که توسط کاميون برده ... اغوا شده توسط نفس خود انتخاب کالا توسط مشترى ... موجود تازه توسط جوانه سلولى بازشناختى توسط ماشين بيمه شدگى توسط خويشتن تامين شده توسط کاربر ... متن واقعى توسط نرم افزار ... تثبيت قيمت توسط دولت براى ... تحريک شده توسط جريان دينام ... از موسيقى توسط نوازنده تعريف شده توسط کاربر ته نشين شده توسط باد توربينى که توسط گاز کار ... توسط خدا حکومت و اداره شده توسط راديو گستردن توليد کالا توسط افراد يا ... جامى که توسط اجسام طلايى ... حرکت توسط نيروى خود خراب شده توسط باد واژه هاى شامل توسط ـ (35) : 1 , 2