@توطئه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توطئه پر از توطئه توطئه چى توطئه چيدن توطئه چيدن براى کار بد توطئه گر توطئه آميز توطئه متقابل توطئه محرمانه براى بر ... حاکى از توطئه و توطئه سازى خيانت يا توطئه عليه مقام ... دسيسه و توطئه مبنى بردسته بندى يا توطئه محل نقشه کشى و توطئه