احاسن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت خوب، زیبا. بصورت صفت پیشین و در معنای مفرد بکار میرود.
- صفت احاسِن یا احاسَن مفهوم جداگانه ولی نزدیک به هم دارند. اولی درباره سن و سال است و دومی راجع به تو یا دوم شخص مفرد. در زبان معیار باستان بصورت اَ - حا - سِن و اَ - حا - سَن قابل تجزیه هستند. اَ علامت ندا یا تعجب است، حا مترادف ها به معنی تکرار و مکرر است، و سن موارد بالا هستند.