@توليد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توليد توليد کننده محصولات سمى توليد اضافى يا بيش از حد توليد اوول کردن توليد به مقدار زياد توليد جديد توليد جراحت توليد خاک درخت توليد خلا کردن توليد خود به خود توليد سرطان توليد شده به طور خودبخود توليد شده در اثر آميزش نژاد توليد شده درخارج بدن توليد صداى گوشخراش کردن توليد صداى ناگهانى و بلند کردن توليد قرحه کردن توليد ماشينى توليد مثل توليد مثل کردن توليد مثل به وسيله گرده خود توليد مثل به وسيله شکاف خوردن توليد مثل به وسيله ... توليد مثل به وسيله ... توليد مثل به وسيله هاگ توليد مثل خودبخود واژه هاى شامل توليد ـ (89) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}