@توليد@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توليد توليد مثل يا آبستنى غير جنسى توليد مجدد توليد نسل کردن توليد نسل کننده به ... توليد نيرو توليد نيرو کردن توليد هاگ توليد و پيدايش ناگهانى توليد و تناسل در ميان هم نژادها توليد و فروش لبنيات خطاى توليد شده داراى اعضا ى توليد مثل متشابه داراى قدرت توليد يک ارگانيسم ... دستگاه توليد گرما دستگاه توليد برق متناوب دستگاه توليد برق نوسانى ... دستگاه توليد نيروى ... لانگرهانس که توليد انسولين مى ... دوبار توليد کردن دوباره توليد کننده دوباره توليد نشده روال توليد روى زمين توليد شده روى زمينى سلول توليد کننده صداى انفجار و شکستگى توليد کردن واژه هاى شامل توليد ـ (89) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}