@توپ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه توپ پاس توپ فوتبال از پهلو پاس دادن توپ در آغاز هر روند پرتاب کننده ى توپ پناهگاه توپ چرخش فرفره مانند توپ بازى ... زدن فتيله توپ هاى قديمى ... گلوله توپ گوه زير توپ اهرم لوله توپ با توپ بازى کردن با سر توپ زدن ... رگبار مسلسل و توپ گرفتن ... روى چمن با توپ هاى چوبى ... هاکى که با توپ چوبى بازى شود بازيکنى که توپ را مى زند به توپ بستن بيش بال داراى توپ نرم بيشتر توپ زدن از تصادم دو توپ تفنگ يا توپ صحرايى ... قبل از خوردن به توپ ته توپ توپ پارچه توپ گلف يک بازيکن ... توپ کائوچويى واژه هاى شامل توپ ـ (64) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}