@تير@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تير پرتاب تير به طرف هدف پيل يا تير برق کسى که الوار و تير اره مى کند آلت پرتاب تير و زوبين و گلوله از کمينگاه تير به اردوى ... الوار يا تير مخصوص ستون سازى انتهاى تير کشتى که طناب ... با الوار و تير پوشاندن با تير يا ديرک محکم کردن بسرعت و مثل تير شهاب رفتن بند تير تختخوابى که چهار تير يا ديرک در ... تير پايه تير پرچم تير چار چوب دروازه تير چراغ برق تير چوبى کوتاه تير کشنده تير کشيدن تير کوچک تير آهن تير آهن گذارى تير آهن يا الوار تير آهن يا فولاد تير افقى واژه هاى شامل تير ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}