@تير@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تير تير عمارت تير عمودى چارچوپ تير عمودى دروازه تير عمودى عقب کشتى تير فرعى تاق تير فروش تير فورى انداختن تير فولاد يا آهن ساختمانى تير مال بند درشکه و غيره تير مانند تير مهار تير ميان پلکان مارپيچ تير ميان کشتى تير نشانه تير و تخته روى تخته ... تير يا چوبى که نقوش ... تير يا الوار خميده و کج جلد چرمى هفت تير و تپانچه خارج از تير رس بودن درجه تنظيم تير براى پيشگيرى ... دست به هفت تير دوستدار تير و کمان زخمى که تير مى کشد سرلوله هفت تير يا تفنگ شاه تير واژه هاى شامل تير ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}