@تير@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تير شبيه تير شبيه سهم يا تير و کمان شش تير علم تيراندازى با تير و کمان قسمت افقى روى شاه تير يا ستونها محوطه يا حياط تير فروشى که الوار ... ... ساختمانى از قبيل تير و غيره ميان تير نصب تير نوعى گياه بالا رونده از تير هفت تير واژه هاى شامل تير ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4