@تيزى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تيزى چوب نوک تيزى که براى آتش ... تند و تيزى تيزى چنگال تيزى دندان تيزى نوک چيزى تيزى يا گوشه هر چيزى تيزى يا برآمدگى خاک از آب تيزى يا شکاف آجر و چوب و غيره صداى تيزى شبيه صداى اصابت ... ... که شامه بسيار تيزى دارد