@تکان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تکان کرم وار تکان دادن آهسته تکان دادن از جاى خود تکان دادن با اهرم تکان دادن با تکان بيرون بردن ... بلند کردن يا تکان دادن برق زدن يا تکان تکان خوردن بى تکان تکان گير تکان آهسته تکان تکان خوردن تکان تند تکان تند دادن تکان جزيى خوردن تکان خوردن تکان خوردنى تکان خورده تکان دادن تکان دادن سر بعلامت توافق تکان دادن سلاح تکان دادنى تکان دهنده تکان سخت تکان سخت خوردن تکان سخت دادن واژه هاى شامل تکان ـ (46) : 1 , 2