@تکرار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تکرار کلمه دال بر تکرار ... ملودى و هارمونى تکرار شود تکرار کردن تکرار کردنى تکرار کن تکرار کننده تکرار کننده باززا تکرار کننده جرم تکرار بيمورد تکرار تپش تکرار جنايات تکرار حرف ربط تکرار دوره سير تکامل تکرار رئوس مطالب تکرار رشد و نمو تکرار شدن تکرار شونده تکرار مکررات تکرار متشابهات تکرار مرتب و مداوم موضوعى درسخن تکرار مى شود تکرار نشدنى تکرار هماهنگ تکرار و تاکيد کردن تکرار و تقليد سخنان ... واژه هاى شامل تکرار ـ (39) : 1 , 2