@تکرار@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تکرار تکرار يک يا چند عبارت متوالى ... و از تکرار واحدهاى ساختمانى ... داراى فرکانس با تکرار زياد دستوالعمل تکرار رئوس مطالب را تکرار کردن ... آواز خود تکرار مى کنند عادتا تکرار کردن عامل تکرار جرم ... که چند دفعه تکرار مى شود قابل تکرار قابليت تکرار مقابله از راه تکرار ... قطعه موسيقى تکرار شونده وقوع و تکرار واژه هاى شامل تکرار ـ (39) : 1 , 2