@تکه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تکه پيراهن چهل تکه چهل تکه تکه پارچه تکه پاره تکه پنير تکه چربى که لاى گوشت گذارند تکه چرمى که به پشت ... تکه چوبى که چرخ يا ... تکه چيده شده تکه گوشت خام تکه گوشت دنده دار تکه کاغذ تکه کوچک تکه کوچک گوشت تکه ابر تکه اى تکه اى گوشت سرخ کرده ... تکه باريک تکه بزرگ تکه بزرگ يا کلفت و کوتاه تکه تکه تکه تکه کردن تکه تکه کننده تکه تکه به هم پيوستن تکه تکه شدن واژه هاى شامل تکه ـ (50) : 1 , 2