@ثبات@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ثبات ثبات ورودى داراى ثبات مختصر درازاى ثبات عدم ثبات ماده ثبات به کار بردن مربوط به ثبات خودکار نقطه استقرار و ثبات يا توازن واژه هاى شامل ثبات ـ (32) : 1 , 2