@ثبت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ثبت ... معنى نوشته و ثبت شده و نوشتن چيز ثبت شده يا وارد شده گراف ثبت شده توسط دستگاه ... کارمند اداره ثبت کارمند ثبت اوقات اداره املاک و ثبت اراضى با گرافيک و طرح خطى ثبت کردن ... خريد وارد دفتر و ثبت کردن ... يادداشت و براى ثبت نوشتن تعيين محل ماموريت ثبت تقاضا ثبت کننده ثبت کردن ثبت کردن وقايع ثبت کننده ثبت آمار ثبت اموات ثبت تغييرات نيروى اشعه ى خورشيد ثبت حرکات و ضربان قلب ثبت خواص الکتريسته ساکن ثبت داده ها ثبت در دفتر ثبت شده در صورت حساب يا ليست ثبت شونده به طور خود کار ثبت ضربان قلب به وسيله برق ثبت نام واژه هاى شامل ثبت ـ (66) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}