@ثبت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ثبت ثبت نام کردن ثبت وزن و جرم ثبت وقوع خرابى حق ثبت اختراع خود به خود ثبت کننده در دفتر ثبت کردن در ليست ثبت کردن درکتاب يا دفتر ثبت کردن دستگاه ثبت امواج الکتريکى ... دستگاه ثبت انفجار در زير دريا دستگاه ثبت جريانات برق دستگاه ثبت ضربان قلب دستگاه ثبت نوسانات يا ... دستگاه ثبت وزن دستگاه ثبت وزن و جرم چيزى ... ى خورشيد را ثبت مى کند دفتر ثبت دفتر ثبت اجاره نامه و ... دفتر ثبت اسناد دفتر ثبت دعاوى حقوقى دفتر ثبت معاملات دفتر ثبت نام تبه کاران ... دفتر ثبت وقايع روزانه ... و تقويم و ثبت اراضى و املاک ذينفع اختراع به ثبت رسيده واژه هاى شامل ثبت ـ (66) : 1 , 2 , 3