@ثروت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ثروت ثروت پرستى ثروت باد آورده ثروت باد اورده ثروت دوست ثروت زياد ثروت موروثى داراى ثروت موروثى سرباز جوياى نام و ثروت طرفدار توزيع و تعديل ثروت علم ثروت مغرور از ثروت مولد ثروت