@جاده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جاده کف جاده کنار جاده کيلومتر شمار جاده اتوموبيل را به کنار جاده راندن ... فرعى بين راهى جاده يا خط آهن با جاده صاف کن جاده را صاف کردن بدون جاده بى جاده تقاطع راه آهن و جاده ... آن دو جاده داراى اختلاف ... ... فواصل ستارگان جاده شيرى ... دارد و مسير جاده را نشان مى ... جاده پرت جاده پستى جاده پياده رو جاده چاپارخانه دار جاده کم آمد و شد جاده اسب رو جاده اسفالته داراى سنگفرش جاده اصلى جاده اى که از کف ... جاده اى که بر لبه ... جاده باريک جاده دريايى جاده رو واژه هاى شامل جاده ـ (60) : 1 , 2 , 3