@جاده@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جاده جاده زيرجاده ديگرى جاده سربالا جاده سريع السير جاده سنگ فرش جاده شيرى جاده صاف کن جاده صاف کن داراى نيروى بخار جاده عريض جاده فرعى جاده فرعى براى فرار ... جاده ليز و لغزنده جاده مال رو جاده مخصوص تراموا و واگن برقى جاده مخصوص حمل لوازم ... جاده وسيع جاده يا راه تاکسى رو ... سرعت مجز در جاده ها و غيره خارج از جاده و شارع اصلى دست انداز جاده دستگاه جاده صاف کن راهزن و سارق جاده راهنماى جاده رد جاده ريزش خاک کوه کنار جاده زمين جاده واژه هاى شامل جاده ـ (60) : 1 , 2 , 3