@جادو@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جادو ... شامل طلسم و جادو مى باشد الهه سحر و جادو و عالم اسفل ... گرگ در اثر جادو و غيره جادو گر جادو گر و طبيب جادو گرى جادو کردن جادو شده ... براى شکستن جادو و طلسم ... زن جادو زن جادو گر و ساحر سحر و جادو کردن وابسته به سحر و جادو