@جامد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جامد پخش حالت جامد اجسام چند وجهى سخت و جامد ... روى سطوح سخت و جامد تبديل به جسم جامد کردن جامد کردن جسم جامد جسم جامد پنج وجهى جسم جامد و سخت جسم سخت و جامد و متراکم حالت جامد داراى قيافه جامد و بى روح دستگاه حالت جامد صداى به هم خوردن اجسام جامد فيزيک حالت جامد قسمت جامد گياهان ماده جامد مدارات حالت جامد ... اوزان اجسام خشک و جامد مولفه ى حالت جامد نيمه جامد ... که از جامد کردن اکسيد ...