@جامعه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جامعه ... مشجر که يک جامعه را از جامعه ... بخشى از جامعه و بوم که ... ... از بشريا جامعه تنفر از ... تقسيم جامعه به اجزاء کوچک تنفر از جامعه جامعه پذير جامعه پذيرى جامعه گراى جامعه گرايى جامعه کوچک و مستقل اشتراکى جامعه جويى جامعه راهبان و مومنين جامعه سنجى جامعه شناس جامعه شناسى جامعه مسيحيت حساب جامعه و فاضله خدمت به جامعه ... مرتبه در جامعه وارد مى ... در فکر جامعه دشمن جامعه ... در ميان جامعه مذهبى يا ... سنجش روابط افراد جامعه شخص طراز اول جامعه شخص مقتدر در جامعه واژه هاى شامل جامعه ـ (30) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}