@جانور@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جانور پاى جانور پوزه دراز جانور پولک يا پوسته بدن جانور ... معنى حيوان و جانور و متحرک چند جانور خوار گياه يا جانور دورگه کاسه يا لاک محافظ جانور آن جانور انگل جانور ... نوع مستقل جانور يا گياه ... تاريخ نژادى جانور يا گياه تشريح جانور زنده ... کننده از جانور يانوع بخصوصى جانور پستاندار کوچک ... جانور پستاندار مورچه خوار جانور پستاندار نشخوار کننده جانور پستاندارى شبيه زرافه جانور پوده زى جانور پوست کلفت جانور پوست انداز جانور پيشانى سفيد جانور چند ياخته اى جانور چهار پا جانور گياه سان جانور کثافت خور واژه هاى شامل جانور ـ (141) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}