@جاى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جاى ... درعوض و به جاى و غيره ... درعوض و به جاى و غيره مثل چيزى که به جاى فتيله به کار رود چيزى را به جاى ديگرى جا زدن گواه جاى ... آهن که به جاى وثيقه به کار ... ... جلا و به جاى کهربا به کار ... ... چينى که به جاى اسب انسان آن ... کسى که به جاى ديگران چيز مى ... کسى که به جاى عروسک يا جانورى ... کم جاى از تنگنا يا جاى باريکى گذشتن از جاى خود برون کردن از جاى خود بيرون کردن از جاى خود تکان دادن از يک جاى ديگر ... ى نيکو به جاى کلمه ى زشت اهل جاى دور افتاده ... که پريان به جاى بچه اى که ... ... پريان به جاى بچه حقيقى ... ... خور به جاى شاهزاده در ... با سرعت از جاى جستن بافت همبند جاى زخم ... اطلاعات از جاى ديگر و ... بريدگى يا شکاف جاى دکمه واژه هاى شامل جاى ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}