@جاى@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جاى جاى مخصوص کشيش جاى مخصوص خواندن کليسا جاى مرتفع جاى معاملات ارزى و سهامى جاى مقدس جاى مهر جاى ميل لنگ جاى نگاهدارى خرگوش و ... جاى نگهدارى خاکستر مردگان جاى نگين جاى نشان جاى نشانى جاى نصب توپ درناو جاى ننوشته جاى نوشت جاى نوشتن جاى وقوع جاى ويژه جاى ويژه در تئاتر و غيره جاى ويژه زندانى در محکمه جاى يونجه ... الکترون به جاى الکترون جعبه کوچک جاى جواهرات ... که به جاى جنس بهادارى ... خود را به جاى ديگرى جا زدن واژه هاى شامل جاى ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8