@جاى@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جاى جاى مخصوص کشيش جاى مخصوص خواندن کليسا جاى مرتفع جاى معاملات ارزى و سهامى جاى مقدس جاى مهر جاى ميل لنگ جاى نگاهدارى خرگوش و ... جاى نگهدارى خاکستر مردگان جاى نگين جاى نشان جاى نشانى جاى نصب توپ درناو جاى ننوشته جاى نوشت جاى نوشتن جاى وقوع جاى ويژه جاى ويژه در تئاتر و غيره جاى ويژه زندانى در محکمه جاى يونجه ... الکترون به جاى الکترون جعبه کوچک جاى جواهرات ... که به جاى جنس بهادارى ... خود را به جاى ديگرى جا زدن واژه هاى شامل جاى ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}