@جاى@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جاى خود را به جاى ديگرى قلمداد کردن داراى جاى زخم در جاى خشک نگهداشتن در جاى خود در محل کار خود جاى خواب داشتن در محل محفوظى جاى گرفتن درتانک يا مخزن جاى دادن دست انداز يا جاى چرخ درجاده دوايى که به جاى دواى ديگر تجويز ... دوباره به جاى اول برگشتن سنگواره جاى پا سوراخ جاى کليد سوراخ جاى شير آب سوراخ جاى فتيله در توپ ... ... سست به جاى پى ساختمان ... ... آمريکايى به جاى پول مصرف ... ... نردبان که به جاى نرده يا دستگيره ... ظرف يا جاى بى هوا ... که هم به جاى ناشتا و هم ... ... همچنين به جاى آهاى به ... قفسه جاى ظرف ... شاهدانه که به جاى صمغ آدامس به ... ... غذا که به جاى ميوه در آن ... وابسته به حفره يا جاى خالى واقع در جاى طبيعى خودش واژه هاى شامل جاى ـ (176) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}