@جايگاه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جايگاه بالکن جايگاه مخصوص جايگاه گزارشگران جايگاه گواه در دادگاه جايگاه ارکست جايگاه بلند جايگاه حيوانات جايگاه دام و دد جايگاه دسته ى موزيک ... جايگاه زمستانى جايگاه سر پوشيده تماشاچيان ... جايگاه شهود جايگاه مخصوص روحانيون ... جايگاه مخصوص روغن کارى ماشين جايگاه مقدس جايگاه ويژه جايگاه ويژه هيئت منصفه ...