@جدى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جدى اظهار جدى برج جدى به طور جدى به طور جدى اظهار کردن تصميم جدى جدى گرفتن ستاره جدى شخص جدى و موقر غير جدى ... ميان پرده هاى نمايش جدى ... در آن مطالب جدى و مضحک با ... هم جدى وهم خنده دار