@جديد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه جديد ... چيز نو و جديد يا تغيير يافته سال جديد شبيه انسان جديد ... طرفدار امور جديد و بى ... صورت جديد طوطى زلاند جديد طوطى سبز زيتونى رنگ زلاند جديد قاتل بچه جديد الولاده قبائل مائورى زلاند جديد مکتب افلاطونيون جديد مکتب شعر جديد مکتب شعر جديد که قبل از ... ... از صنايع جديد نيز استفاده ... ماده متشکله جسم جديد مربوط به دوره قبل از علوم جديد ... صفات ارثى متشکل جديد نامزد جديد نسل جديد نوعى مرغ زلاند جديد نيمکره غربى يا دنياى جديد واژه جديد وابسته به انسان جديد وابسته به حروف جديد هيروگليفى ... عصر حجر قديم و جديد وابسته به عصر حجر جديد واژه هاى شامل جديد ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}